صفر تا صد یاس سبز-قسمت ۱

صفر تا صد یاس سبز-قسمت ۱

همیشه یادتون باشه که هر خاطره ای رو، همون زمانی که اتفاق میافته بنویسید. وگرنه حجم مطالب انقدر زیاد و یارای حافظه ی شما انقدر کم میشه، که مثل همین لحظه ی من برای نوشتن جزئیات که هیچ! برای کلیات هم نیاز به یاری گرفتن از دیگران پیدا میکنید…و دیگه بماند که یاری گرفتن از دیگران، اونم

“در دیاری که در آن نیست کسی یار کسی….      کاش یا رب که میافتد به کسی کار کسی”

چقدر می تونه ملال آور باشه!

امروز بعد از مدت هایی که از تصمیمم برای نوشتن خاطرات شرکت “یاس سبز” میگذره، بالاخره تصمیم گرفتم که تصمیم قبلی خودم رو اجرا کنم و کم کم تجربیات این راه رو با بقیه دوستان به اشتراک بذارم…باشد که چراغ راهی باشد برای دوستان مشتاق ورود به عرصه ی کارآفرینی.

دوتا نکته ی سریع رو همین اول اشاره میکنم: اول اینکه در سری خاطرات “صفر تا صد-یاس سبز” زبان نوشتار من به سبک وبلاگی و خودمونی هست و با سبک نوشتار مقاله هایی که توی سایت نوشتم و می نویسم متفاوت ه، تا تمایزی باشه بین خاطره و غیر اون.

دوم اینکه توی قسمت اول(که احتمالا میشه بهش گفت قسمت مثلا ۳۰- تا ۰ !) به خاطر حجم مطالب قبلی، فقط یک اشاره کوتاه(سعی میکنم کوتاه باشه) به راهی که تا اینجا طی کردیم میکنم.

خوب. همه چی از یک روز عصر پاییزی شروع شد(حقیقت اینکه یادم نیست عصر بود یا نه، حتی توی فصل اون هم شک دارم، اما عصر پاییزی ترکیب قشنگی هست برای شروع!)، زمانی که ۴ نفر از دوستان هم دانشگاهی به همراه من، تصمیم گرفتیم برای کار روی تعدادی ایده دور هم جمع بشیم.

۵ نفری که به نظر انگیزه ی بالایی برای کارآفرین بودن داشتیم و همین با انگیزه بودن هرکدوم از ما، باعث هم افزایی انگیزه ی دیگری میشد.

بالاخره بعد از جلساتی که با هم برگزار کردیم(جلسات در سالن اجتماعات و اتاق های کنفرانس نبود!! در بهترین حالت در خونه ی اعضا و یا کلاس های خالی دانشگاه بود و در وقت هجران و دوری از هم، توسط نرم افزارهای ارتباط گروهی) تصمیم گرفتیم که روی اولین ایده مورد نظرمون کار رو شروع کنیم…ایده ای که امروز شده محصولی به نام “فتویاس”!

فاز تحقیقاتی کار رو شروع کردیم و در مورد انواع روش هایی که میشد استفاده کنیم، فکر کردیم و آزمایشاتی رو انجام دادیم. این مرحله خیلی طول کشید و راه زیادی رو پیمود. برای کارمون مقالات مختلفی خوندیم، ایده رو با روش های مختلف پیاده سازی آزمایش کردیم(از پیاده سازی روش دید انسان توسط دوربین، stereo camera، دوربین های آی پی، حسگرهای مادون قرمز، زبان های برنامه نویسی مختلف و…)، گاهی اوقات خسته شدیم، گاهی امیدوار شدیم. بالاخره این کارهارو انجام دادیم تا یک روز احساس کردیم که میتونیم یک MVP (محصول اولیه) رو ارائه بدیم.

همه چی محیا بود و آماده برای ارائه ی محصولمون، که به یکباره همگی متوجه شدیم بودجه نداریم!

این بود که تصمیم گرفتیم از حمایت های دولتی استفاده کنیم و همین بود که ما رو به سمت پارک علم و فناوری کشید.

(در هنگام خوندن خُرده نگیرید از ننوشتن کامل اتفاقاتی که افتاده و فراموش نکنین قرار بوده که خلاصه بنویسم!)

با مدیر پارک علم وفناوری صحبت کردیم و دیدیم که اونا هم یک سری شرایط دارن. توی استارت آپ ویکندی که برگزار شد شرکت کردم و اتفاقا مدیر پارک علم وفناوری هم اونجا به عنوان مِنتور (مربی) حضور داشت. القصه اینکه روابط خوبی پیدا کردیم و در نهایت قبل از بستن قرارداد(به خاطر گیر و دارهای وقت گیر اداری) یک دفتر در پارک علم و فناوری گرفتیم(اتفاقی که در نوع خودش در پارک علم و فناوری کم نظیر-شاید بی نظیر- باشه).

بعد از این قضیه بود که تصمیم گرفتیم شرکت خودمون رو ثبت کنیم. در ابتدا هدفمون این بود که اسم شرکت “ریحان” باشه، حتی دومین این نام رو هم خریداری کردیم و سایت رو روی اون بالا آوردیم، اما بعدها به دلایلی(که الان جزئیاتش رو خاطرم نیست)، اسم اون رو به “یاس سبز” تغییر دادیم و بعد از دوندگی های بسیار، بالاخره شرکت رو ثبت کردیم(البته از اعضای پنج نفره تیم، یک نفر خارج شد و یک نفر جدید از هم کلاسی ها اضافه شد)

بعد چندین ماه استفاده از دفتر پارک علم و فناوری، بالاخره قرارداد بستیم و در حال حاضر شرکت یاس سبز مستقر در پارک علم و فناوری یزد، اتاق ۲۱۳ هست.

ادامه ی کار، محصولاتمون(به همراه خاطرات و فیلم و تصویر ها) و… رو ان شالله در مطالب بعدی به سمع و نظرتون میرسونم.

تا نوشته های بعدی اگر صحبتی داشتید، از طریق کامنت ها باهاتون در ارتباط هستم.

1+

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *