عجایبی در میلادنامه امام عصر

عجایبی در میلادنامه امام عصر

پیش از گفتن هر مطلبی، امروز رو تبریک میگم. کمترین آرزوی من، بهترین لحظات زندگی برای شما توی این روز عید هست.

شب گذشته توی مراسم جشن میلاد امام زمان (عج) مثل اینکه درب های اتفاقات عجیب آسمون رو باز کرده بودن، و از این اتفاقات عجیب، چندتایی به درون مسجد جامع ریخته بود!

از یکتا ناپرست آلمانی که همون شب شیعه شد، تا وهابی ای که حالا عزیز شیعیان شده بود و قرآنی ۷۰۰ ساله که خودنمایی میکرد.

ابتدای برنامه و بعد از شادی و پخش شربت و شیرینی و دست زدن با نوای مداحی که خوش میخواند(!)، کام جسم و روح همه شیرین شده بود و همه شاد بودن. هرچی نباشه جشن تولد امام عصر حس و حال دیگه ای داره…

بعد از اون یک آلمانی به همراه مترجم و یک خانم محجبه چادری وارد مجلس شدن. اسم این شخص آلمانی تا اون لحظه “کال” بود. از رزومه ی کاری و فکری اون همین بس که بدونید تکنسین مخابرات آلمان بود، وضعیت مالی (خیلی) خوبی داشت(!) و آئین بی آئینی رو پیشه کرده بود(یعنی خدا پرست نبود).

طی داستانی که تعریف شد به طور خلاصه کاشف به عمل اومد که این خانم محجبه(که در تصاویر زیر می بینیدشون)، در سفری که به آلمان داشته با ایشون آشنا شده. “کال” از اینکه این خانم یک سری خط قرمزها داره و یک سری اعمال رو انجام میده و یک سری دیگه رو ممنوع میدونه متحیر و کنجکاو شده. خلاصه اینکه این خانم کم کم برای “کال” توضیح داده که دین چی هست و دلیل کارهایی که انجام میده چی هست. اما “کال” سرسخت روی عقاید خودش پافشاری میکرده. در نهایت بعد از ۶ ماه “کال” نتیجه میگیره که تا اون روز اشتباه میکرده و تصمیم میگیره که شیعه بشه. این اتفاق دیشب میافته و “کال” به همراه روحانی مسجد شهادتین رو میخونه و به تشیع تشرف پیدا میکنه. از طرفی هم به خاطر میلاد امام زمان، اسم خودش رو به “مهدی” تغییر میده.

میلاد امام زمان-جشن میلاد-مسجد جامع رجائی شهر-رجایی شهرمیلاد امام زمان-جشن میلاد-مسجد جامع رجائی شهر-رجایی شهر-آلمانی که شیعه شد. شیعه و مسلمان شدن آلمانی

اتفاق بعدی که در موردش حرف برای گفتن بسیار است و مجال اندک(!) در مورد یک جوان وهابی بود که به تشیع تشرف پیدا کرده بود!

در مورد وهابیت و اعتقادات اونها در مورد شیعیان و روابطشو با شیعه، بسیار شنیدید و نیاز به تکرار مکررات اینجا نیست. اسم این دوست عزیز جناب آقای “حمید شیرانی” هست و جالب هست که بدونید یکی از پیشتازان جماعت وهابیون بلوچستان بوده و در حرفه ی خودش فعالیت های زیادی هم انجام داده. تا جایی که دیشب میگفتن: “زمانی که شنیدم یکی از دوستان وهابی من در یک عملیات انتحاری میان شیعیان خودش رو منفجر کرده و چند شیعه رو کشته، میگفتم چرا من برای این عملیات انتخاب نشدم، در حالی که من نسبت به اون دوستم پیشکسوت تر بودم” و جایی که میگفتن یکی از افتخارات پدربزرگ من که برای ما تعریف میکردن این بوده که در زمان شروع جنگ تحمیلی، ایشون یک هلی کوپتر ایرانی رو منحدم کرده که توی اون ۴ نفر شیعه حضور داشته!

صحبت های این جوان خوش صحبت با این جمله شروع شد: “مَنْ ماتَ وَ لَمْ یَعْرِفْ إمامَ زَمانِهِ ماتَ مَیْتَهً جاهِلِیَّهً”(پیامبر اکرم(ص)).

شنیدن این جمله از یک فردی که وهابیت آئین او بوده نه تنها برای من، بلکه برای خانواده ی خود او هم عجیب بوده!

توی بخشی از صحبت های آقا حمید ایشون گفتن که “من برای شرکت در نشست های سالیانه ی وهابیون در پاکستان به این کشور رفته بودم و زمانی که قرار بود برای نشستی مهم به کشور دیگه ای برم، لازم بود که از خاک ایران بگذرم. وقتی به ایران اومدن، تصمیم گرفتن که به دانشگاه برن و اینکار رو انجام دادن”

ایشون به صورت کاملا اتفاقی، حدیثی رو که ابتدای صحبت هاشون بیان کردن، بالای سر یک نفر شیعه در دفتر کارش و به نقل از کتب وهابیون می بینن و پیش خودشون میگن که حتما کار آخوندهای شیعه هست!

پس تصمیم میگیرن به دنبال حدیث برن و وقتی منبع اون رو بررسی میکنن، میبینن که هم در کتب اهل سنت و هم کتب وهابیون این حدیث کامل ذکر شده و صحیح است.

پس تصمیم میگیرن که نقدی بر کتاب الغدیر علامه امینی بنویسن و نشون بدن که ایشون دروغ میگفته(چون به قول خودشون از مطالب این کتاب به قدری ناراحت شده بودن که اون رو به دیوار پرت کرده بودن!) چون توی این کتاب احادیثی در رابطه با  اصحاب پیامبر گفته شده بود که آقا حمید رو ناراحت میکرده. به همین دلیل پیگیر سند احادیث در کتب اهل سنت و وهابیون شدن، اما با کمال تعجب متوجه شدن که این احادیث همگی در این کتب هم وجود دارن و صحیح هستن.

داستان که جلوتر رفت، گفته ها جالب تر شد و به جایی رسید که بغض گلوی خود آقا حمید و بسیاری از مستمعین رو گرفت.

داستان ایشون خیلی جالب بود، اما به خاطر اینکه قرار نیست اینجا به تفضیل توضیح بدم، شما رو ارجاع میدم به این لینک از خبرگزاری تسنیم و همینطور وبلاگ خود آقا حمید شیرانی عزیز(کامنت های زیر پست های ایشون رو حتما ببینید که خودش مرجع خیلی از صحبت ها هست و من چند ساعتی مشغول مطالعه اون بودم)

میلاد امام زمان-جشن میلاد-مسجد جامع رجائی شهر-رجایی شهر-وهابی شیعه شده-حمید شیرانی

 

و اما دست آخر قرآنی که همان لحظه به دست روحانی مسجد رسیده بود و مربوط به ۷۰۰ سال پیش بود!

ارزش مادی که روی این قرآن گذاشته شده بود، ۴ میلیارد تومان بود.میلاد امام زمان-جشن میلاد-مسجد جامع رجائی شهر-رجایی شهر-قرآن 4 میلیارد تومانی-قرآن 700 ساله

میلاد امام زمان-جشن میلاد-مسجد جامع رجائی شهر-رجایی شهر-قرآن 700 ساله- قرآن 4میلیارد تومانی

امیدوارم که همیشه مراسم ها و جشن هایی که برگزار میشه، مثل این یکی پر محتوا باشه.

1+

8 دیدگاه

  1. پوریا جان پسر خوب دین شیعه مسلمان خدا من از داستان شما بسیار لذت بردم امیدوارم در همه مراحل زندگی ات موفق باشی شاد پیروز سربلند باشی یکی از طرفداران سایتت جواد

    2+

    کاربرانی که این دیدگاه را پسندیده اند:

    • avatar
    View Comment
  2. آفرین بر شما جوان عزیز و ممنون بابت مطلب زیبا. خوش به سعادت شما که به این مراسم ها دعوت می شوید.
    ان الله یضل من یشاء و یهدی من تشاء

    1+

    کاربرانی که این دیدگاه را پسندیده اند:

    • avatar
    View Comment
  3. سلام.
    خیلی عالی بود اینقدر از خوندن مطلبتون خوشحال شدم که اصلا نمیدونم چی باید بگم!
    خوش به حالتون کاش منم اونجا بودم!
    بزرگترین آرزوی زندگیم هدایت افراد به اسلام و شیعه و ارتباط با رهیافتگان و مشتاقان اینگونه امور هست!
    خیلی برای منم دعا کنین خوش به سعادتتون جای منم واقعا خالی بود!

    1+

    کاربرانی که این دیدگاه را پسندیده اند:

    • avatar
    View Comment

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *